
سیستم شارژ مواد اولیه (Filling System)
همانطور که میدانید یکی از موارد مهم برای داشتن ذوب موفق، شارژ مناسب مواد اولیه به داخل کوره میباشد. شارژ مناسب مواد اولیه نیز مستلزم داشتن فیدرهای با کیفیت وطراحی خوب و مناسب میباشد.
موارد ضروری در رابطه با یک سیستم شارژ مواد اولیه که بایستی در نظر گرفته شوند، عبارتند از:
1- دارای مخزن بزرگ مواد اولیه باشد تا بتواند مواد اولیه مورد نیاز کوره را برای چندین ساعت کار تأمین کند و در نتیجه شارژ مداوم کوره همیشه تأمین باشد. همانطور که میدانید شارژ مداوم کوره موجب ثبات و پایداری شرایط عملکردی کوره میشود.
2- طراحی آن به نحوی باشد که حداقل دخالت متصدی و تعمیر و نگهداری، نیاز داشته باشد.
3. در صورت بروز مشکل، تعویض و جایگزینی آن به راحتی انجام شود.
4. توانایی و آمادگی لازم برای شارژ ضروری را داشته باشد.
5. توانایی کار با انواع بارها، نسبت بچ به خرده شیشه و همچنین بچ با درصد رطوبت مختلف را داشته باشد.
6. با سطحسنج تعبیه شده در کوره در یک لوپ کنترلی قرار داشته باشد، تا بتواند در صورت تغییر در سطح مذاب، تغییرات لازم در شارژ مواد اولیه را اعمال کند و در نتیجه به کنترل استهلاک ماده نسوز، طول بلنکت و کیفیت محصول کمک کند.
7. حرکت رفت و برگشتی فیدر و سرعت آن به نحوی باشد که باعث توزیع مناسب مواد بر روی سطح مذاب شود.
8. ورود مداوم بچی که با خرده شیشه به خوبی مخلوط شده باشد یکی از موارد ضروری برای ذوب مناسب میباشد.
9. سیستمهای شارژ بیلچهای که دارای حرکت متناوب هستند، متداولترین سیستم تغذیه میباشد.
یکی از ویژگیهای مهم سیستمهای شارژ مناسب، پروفایل توزیع خوب بچ میباشد. این امر میزان جذب حرارت را به حداکثر رسانده و بنابراین بلانکت را کوتاه کرده، پتانسیل بار کوره را افزایش داده و راندمان حرارتی را بهبود میبخشد. مکانیسم انتقال حرارت در کوره، تشعشع میباشد، بنابراین میزان جذب حرارت، تابعی از سطحی است که در معرض تشعشع قرار گرفته است. پس هرچه مواد توزیع بهتری داشته و سطح بیشتری از حوضچه را پوشش دهند، ذوب بهتری خواهیم داشت.
پروفایل توزیع بچ با رعایت موارد زیر به بهترین کیفیت میرسد.
1- تنظیم صحیح سیستم شارژ
2- دمای بالای منطقه شارژ
3- تغذیه مواد به صورت یک لایه نازک و عدم انباشته کردن مواد در مرکز
4- تقویت الکتریکی منطقه شارژ به خصوص زمان تولید شیشه رنگی
5- بهینه کردن رطوبت آزاد بچ
6- دما در مخزن مواد اولیه را حدود 45 درجه سانتیگراد حفظ کنید.
7- متوسط رطوبت مواد اولیه 7/3 تا 2/4% نگه دارید.
همان طور که در موارد بالا نیز اشاره شد، تنظیم صحیح سیستم شارژ باعث بوجود آمدن پروفایل مناسب توزیع مواد اولیه میشود. برای اینکه درک درستی از تنظیم صحیح سیستم شارژ داشته باشیم، لازم است موارد زیر را در نظر بگیریم:
– طول رفت و برگشت فیدر بین 200 تا 250 میلیمتر باشد.
– فاصله محل ریزش مواد تا سطح مذاب شیشه بین 0 تا 10 میلیمتر باشد.
– فاصله محل ریزش مواد اولیه تا آجرهای نسوز پشت آن بین 50 تا 100 میلیمتر باشد.
– فاصله بیلچه تا بلوکهای نسوز کناری 300 میلیمتر تنظیم شود.
سیستم اتوماتیک ثابت نگه داشتن سطح شیشه مذاب، از طریق کنترل سرعت فیدر نیز یکی از عناصر ضروری سیستم شارژ میباشد. سطح شیشه مذاب نباید بیش از ±0.15 mm تغییر کند، در نتیجه سرعت فیدر نیز نباید بیش از ±15% و ترجیحاً بیشتر از ±10% تغییر کند.
زمان چرخههای بیلچه فیدر باید طوری تنظیم شود که یک چرخه کامل در ماکزیمم ظرفیت کوره، بین 40 تا 80 ثانیه، طول بکشد. دریچههای فیدر باید طوری تنظیم شوند که این چرخه زمانی را حفظ کنند.

سیستم احتراق
برای تبدیل مواد اولیه به مذاب باید انرژی به اندازه کافی مهیا شود. معمولاً در کورههای با ظرفیت بالا از سوخت گازی و یا سوختهای نفتی مانند گازوئیل برای احتراق و تأمین گرمای مورد نیاز استفاده میکنند. واکنش سریع میان هیدروکربنهای سوخت و اکسیژن، منجر به آزادسازی انرژی گرمایی میشود که برای ذوب مواد اولیه استفاده میشود. همچنین در اثر احتراق، منوکسید کربن، اکسید نیتروژن، دی اکسید کربن و آب تولید میشود. در بیشتر کورهها هوای اتمسفری به عنوان عامل اکسنده مورد استفاده قرار میگیرد. همانطور که میدانید برای احتراق به اکسیژن نیاز است، بنابراین 21% هوای مورد استفاده برای احتراق مفید بوده و مابقی آن که اکثراً گاز نیتروژن میباشد در اتمسفر کوره وارد میشود. ترکیب ناقص هوا و سوخت در کوره منجر به تشکیل دوده و منوکسیدکربن خواهد شد و تشکیل این مواد بدین معنی است که، برای احتراق کامل به هوای اضافی نیاز است. میزان هوای اضافی میتواند بر عملکرد حرارتی تأثیر زیادی بگذارد. با توجه به مطالب گفته شده، اهمیت اندازهگیری دقیق مقدار سوخت مصرفی و همچنین مقدار هوای مورد نیاز جهت احتراق، به خوبی مشخص خواهد شد و این کار توسط فلومترهای تعبیه شده در مسیر سوخت و همچنین هوای مصرفی کنترل میشود.
پروفایل سوخت به عوامل زیر بستگی خواهد داشت:
1- طراحی کوره، یعنی نوع ریژنراتور و اندازه پورت
2- میزان اشتعال بر روی بلانکت، فلاکس و یا شیشه شفاف
3- نسبت بار به خرده شیشه
4- نوع شیشه تولیدی(ساده یا رنگی)
توجه به این نکته ضروری است که، هرچه درصد خرده شیشه مصرفی در بچ افزایش یابد، به میزان انرژی کمتری جهت ذوب مخلوط بچ نیاز خواهیم داشت. زیرا واکنشهای لازم جهت تبدیل مواد اولیه به شیشه قبلاً بر روی خرده شیشه انجام شده، و در نتیجه به انرژی کمتری برای تبدیل آن به مذاب نیاز است.
برای رسیدن به کیفیت مطلوب، که بازده گرمایی و عمر کوره را نیز به حداکثر میرساند، دمای کوره باید تا جایی که امکان دارد پایین باشد.
مشعلهای مورد استفاده جهت احتراق سوخت، بسته به نوع سوخت مصرفی به دو دسته گازی و گازوئیلی تقسیمبندی میشود.
اتلافات حرارتی ثابت، در تمام بارهای ورودی کوره، ثابت هستند. انرژی تئوریکی مورد نیاز برای تولید یک تن شیشه از بچ تقریباً برابر با 21 th/t میباشد. اگر انرژی تولید شده در مشعلهای گازی را برابر با 1.8 واحد در نظر بگیریم، تقریباً 0.8 واحد آن از طریق اتلافات حرارتی از دست رفته و تنها 1 واحد برای تولید شیشه مصرف میشود، بنابراین با در نظر گرفتن این مقدار اتلاف حرارتی و همچنین مقدار انرژی تئوری مورد نیاز برای تولید شیشه، میتوان مقدار انرژی واقعی برای تولید هر تن شیشه را برابر با 38-40 th/t در نظر گرفت.
مشعلهای گازی
در رابطه با مشعلهای گازی توجه به موارد زیر ضروری میباشد.
– افزایش سرعت (کاهش اندازه نازل)، طول شعله را کاهش خواهد داد و برعکس.
– هنگامی که تفاوت بین سرعت جریان گاز و جریان هوا افزایش مییابد، میزان مخلوط شدن نیز افزایش مییابد.
– هنگامی که گاز از نوک مشعل خارج میشود تا حد زیادی شتاب خود را از دست میدهد که به وسیله شتاب هوای احتراق و مکش سیستم ریژنراتور در سرتاسر کوره به حرکت در میآید.
– طول شعله به وسیله محل قرار گرفتن مشعل و میزان هوای احتراق کنترل میشود.
– در سرعتهای بالا، نور شعلهها کمتر و سطح NOx بالاتر میباشد.
– انتخاب نازلها باید بهگونهای باشد تا سرعتی بین 90-75 متر بر ثانیه ارائه کنند.
– محدودیت طول آشکار شعله در محل احتراق گاز، 3/2 عرض کوره است.
– درزبندی خوب مشعلهای گازی برای افزایش راندمان حرارتی، به حداقل رسانیدن تولید NOx و همچنین چرخه آجر حرارتی، مورد نیاز میباشد.
یکی از نکات بسیار مهم توجه به این نکته میباشد، که زاویه شعله، طول شعله و مقدار هوای اضافی مصرفی برای مشعلها در پورتهای مختلف فرق میکند.
مشعلهای سوخت نفتی
در رابطه با استفاده از سوخت نفتی(سوخت مایع) توجه به نکات زیر ضروری میباشد.
– در این نوع سیستمها، طول شعله تابعی از سرعت سوخت، مقدار هوای اتمایز و مقدار هوای مورد نیاز برای احتراق میباشد.
– هنگامی که از سوختهای مایعی نظیر گازوئیل استفاده میکنیم، از هوای اتمایز برای اسپری کردن سوخت استفاده میکنیم. هوای اتمایز سوخت مایع را به شکل قطرات ریزی تبدیل میکند که باعث احتراق بهتر آن میشود. در واقع با اتمیزه کردن سوخت وتبدیل آن به قطرات ریز، سطح کافی برای انجام واکنش بین سوخت و اکسیدان، در مدت زمان در نظر گرفته شده برای احتراق، فراهم میشود و به تکمیل احتراق کمک میکند.
– ویسکوزیته سوخت یکی از ویژگیهای مهم است که برای احتراق موفقیتآمیز و مؤثر گازوئیل باید آن را کنترل کرد. در صورتی که ویسکوزیته سوخت مایع نظیر گازوئیل زیاد باشد، نمیتوان با استفاده از هوای فشرده با فشار ثابت، سوخت را به خوبی اتمیزه نمود و در نتیجه احتراق موفقیتآمیزی نخواهیم داشت. در صورتی که ویسکوزیته سوخت بالا باشد، یا باید سوخت را تا دمای مشخصی گرم کرد تا ویسکوزیته آن کاهش یابد و در نتیجه بتوان با هوای فشرده فشار ثابت، آن را اتمایز کرد و یا اینکه باید فشار هوای اتمایز را افزایش داد، که البته راهکار اول منطقیتر به نظر میرسد.
توجه به این نکته ضروری است که، دربعضی کارخانهها از گازوئیل به عنوان سوخت پشتیبان برای زمان قطعی گاز طبیعی، که سوخت اصلی کوره است، استفاده میشود. با توجه به اینکه احتمال قطعی گاز در فصل زمستان بیشتر میباشد و با توجه به سردی هوا، احتمالاً ویسکوزیته گازوئیل در زمستان افزایش یافته و در نتیجه برای اتمیزه کردن آن با مشکل روبهرو خواهیم بود. برای رفع این مشکل میتوان با قرار دادن هیترهایی در مسیر گازوئیل قبل از مصرف، دمای آن را به حد استاندارد رسانده و ویسکوزیته آن را کاهش دهیم.
– در زمان ریورسال که به مدت 20 دقیقه طول میکشد، سوخت نفتی در مشعل خنک شده با آب قرار میگیرد و دمای آن تا دمای آب خنک کننده پایین میآید. برای برخی فرآوردههای نفتی سنگین، ویسکوزیته میتواند تا سطحی کاهش یابد که سوخت خنک شده، به طور مؤثری مشعل را دزربندی کند و از جریان سوخت در شروع چرخه اشتعال جلوگیری میشود. در این شرایط از مشعلهای خاص یا تمیزکنندههای نفت سبک استفاده میشود تا این مشکل برطرف شود.
آلودگیهای ناشی از احتراق
آلودگیهای ناشی از احتراق شامل تولید گازهای منوکسید کربن، اکسیدهای نیتروژن، اکسیدهای سولفور و همچنین دوده و HF و HCl میشود.
احتراق ناقص باعث تولید دوده و گاز منوکسید کربن خواهد شد، بنابراین برای کاهش مقدار این آلودگیها باید در محاسبه میزان هوای لازم برای احتراق و همچنین مقدار هوای اضافی دقت کافی داشت. تا از انجام احتراق به صورت کامل اطمینان حاصل کرد.
شکلگیری اکسیدهای نیتروژن (NOx)، متناسب با اکسیژن اتمسفر کوره و دمای شعله میباشد. برای به حداقل رساندن تولید NOx میتوان راهکارهای زیر را پیشنهاد کرد.
1- تا جایی که امکان دارد دمای سقف را پایین نگه داشت.
2- هوای اضافی را به حداقل رساند.
3- کاهش نقطه بیشینه دما
4- از نازلهای بلندتر مشعل استفاده کرد.
5- اشتعال را مرحلهای انجام داد.
برای به حداقل رساندن میزان SOx باید، مقدار SO3 بچ را حداقل کرده و دمای سقف را در حداقل مقدار ممکن نگه داشت و
HCl و HF نیز با حداقل کردن و کنترل ناخالصیهای مواد اولیه، کاهش مییابند.
ریژنراتور
ریژنراتورها محفظههایی در اطراف کوره هستند که بسته به ظرفیت کوره دارای چند جفت پورت میباشند. در هر پورت، بسته به نظر طراح وظرفیت کوره تعدادی مشعل قرار میگیرد. مشعلها گرمای مورد نیاز برای ذوب مواد اولیه را از طریق احتراق سوخت مورد نظر فراهم میکنند. طول ریژنراتورها معمولاً نزدیک به طول منطقه ذوب کوره است، به عبارت دیگر ریژنراتورها کل منطقه ذوب را پوشش میدهند و این به دلیل قرار گرفتن مشعلها در پورتها میباشد.
برای طراحی ریژنراتورها معمولاً از فاکتور تجربی CVMA استفاده میکنند که در واقع نشاندهنده حجم چکر به مساحت ناحیه ذوب میباشد. معمولاً بر حسب واحد ft3/ft2 بیان میشود و در یک طراحی خوب، این فاکتور بین 8 تا 10 در نظر گرفته میشود. از آنجایی که طول ریژنراتور برابر با طول منطقه ذوب در نظر گرفته میشود، تنها متغیرهای باقیمانده عرض و عمق چکرها میباشد. تجربه و همچنین مدلسازی های مربوطه نشان میدهد که، ریژنراتورهای باریک و بلند از نظر بازدهی حرارتی بسیار مناسبتر از ریژنراتورهای کوتاه وعریض هستند.
نقش ریژنراتورها درواقع گرفتن حرارت از گازهای حاصل از احتراق و پیشگرم کردن هوای مورد نیاز برای احتراق است.
همانطور که میدانیم، سیستم ریورسال احتراق کوره هر 20 دقیقه یکبار به صورت معکوس عمل میکند. به این صورت که بعد از گذشت 20 دقیقه مشعل های روبه روی مشعلهای روشن، شروع بکار میکنند و مشعلهایی که قبلاً در حال کار بودهاند، خاموش میگردند و گازهای حاصل از احتراق از ریژنراتور روبه روی آنها خارج میگردد.
با خروج گازهای حاصل از احتراق از ریژنراتورها، گرمای گازها با عبور از میان آجرهای لانه زنبوری، به آجرها منتقل میشود. در نتیجه آجرها داغ شده ودر سیستم ریورسال بعدی که از این ریژنراتور داغ شده هوای لازم برای احتراق عبور داده میشود، این حرارت و گرما را به هوای لازم برای احتراق منتقل میکند و در نتیجه هوا پیشگرم میشود.
هنگامیکه از سوخت گازی استفاده میکنیم به سطح بیشتری برای انتقال حرارت نسبت به زمانی که از سوخت روغنی استفاده میکنیم، نیاز داریم. دلیل استفاده از آجر نسوزهای لانه زنبوری هم به دلیل ایجاد سطح تماس بیشتر بین هوا و نسوز است و در نتیجه انتقال حرارت بالاتری انجام میگیرد.
بهطور کلی ریژنراتورها کنترل هوای لازم برای احتراق را بر عهده دارند و انعطافپذیری بیشتری در عملکرد کوره را باعث میشوند.

لوله آب خنک کننده (Waiste pipe)
از این لولهها در قسمت نک کوره برای رسیدن به اهداف زیر استفاده میشود.
1- کنترل جریانها
2- خنککاری (به ویژه سطح شیشه)
3- جمع کردن مواد جامد معلق در مذاب مانند ذرات سیلیس که ناشی از خوردگی آجرهای نسوز میباشد.
بنابراین این لولهها در بازده حرارتی و همچنین در تولید شیشه با کیفیت، دارای نقش مؤثر و مهمی هستند.
بسته به مقدار بار ورودی به کوره، این لولهها به صورت سطحی و یا به صورت عمیق در نک کوره قرار میگیرند.
هنگامی که عمق لوله کمتر از 45% عمق شیشه باشد، این لولهها را کمعمق مینامیم و زمانی که عمق لوله بین 45 تا 55% عمق شیشه باشد، لولهها را عمیق نامگذاری میکنیم. لازم به ذکر است که هرچه مقدار بار ورودی به کوره افزایش یابد، عمق لولهها نیز زیاد میشود.
هنگامی که عمق لوله آب افزایش مییابد، مقدار هوای خنک کننده مورد نیاز در بخش انتهایی کوره(Working End) کاهش مییابد، زیرا در اثر افزایش عمق لوله، مقدار جریان مذاب به قسمت انتهایی کاهش مییابد و این دلیل، که مقدار آب خنک کننده در لوله افزایش مییابد، درست نمیباشد.
عمق عادی این لولهها تقریباً 630 میلیمتر است. همچنین به صورت مستقیم در سرتاسر گلویی کوره قرار میگیرد در نتیجه یک مانع در عرض گلویی ایجاد میکند که باعث جمع شدن مواد جامد شناور در مذاب میشود.
نکته قابل توجه این است که، در صورتی که فاصله لولهها تا همزن کم باشد، بخشی از مذاب از زیر همزنها عبور خواهد کرد و در نتیجه همه مذاب به خوبی همزده نشده و باعث بروز ریم در شیشه خواهد شد.
همزنها
همزنهای قرار گرفته در نک کوره دو هدف اصلی را دنبال میکنند.
1- جریان رو به جلوی مذاب را همگن میکنند.
2- برخلاف لوله خنک کننده که تنها سطح مذاب شیشه را خنک میکند، عمق مذاب را خنک میکنند.
با استفاده از همزنها میتوان به مذاب شیشهای که از لحاظ شیمیایی یکدست میباشد رسید، و ریم(ناهمگنی شیمیایی) را در شیشه تولیدی به حداقل رساند.
در تنظیم همزنها باید به نکات زیر توجه داشت.
1- سطح مذاب شیشه باید 11 میلیمتر بالاتر از سطح شانههای همزن قرار بگیرد.
2- همزنهای نزدیک به هم باید همواره 90 درجه اختلاف فاز داشته باشند.
3- سرعت همزنهای سه شاخه باید بین 8 تا 10 دور بر دقیقه باشد. همزنهای دوشاخه نسبت به همزنهای سه شاخه باید در عمق بیشتری از مذاب شیشه قرار بگیرند و همچنین سریعتر کار کنند.
4- فاصله بندی مساوی بین همزنها در گلویی ضروری میباشد.
5- گردش بسیار سریع همزن باعث به وجود آمدن انسداد میشود و همچنین مذاب به خوبی همزده نشده و در نتیجه ریم روی میدهد.
6- حداکثر میزان گردش باید 12 دور بر دقیقه برای دوشاخهها، 8 دور بر دقیقه برای 3 شاخهها و 3 دور بردقیقه برای همزن نوع کومبو باشد.