پرش به محتوا

حمام قلع در شیشه فلوت – بخش دوم

برای هدایت مذاب نامرغوب به سمت کناره‌­ها، باید علاوه بر رعایت فاصله آجر لبه تا سطح مذاب قلع، برخی فاصله­های دیگر نیز رعایت گردد تا مشکلات دیگری از قبیل بروز حباب و یا سرد شدن مذاب در قسمت Wet Back و عدم حرکت مذاب به سمت کناره­‌ها رخ ندهد. در تصویر زیر فاصله­‌های مربوطه مشخص گردیده‌­اند.

مذابی که بر روی سطح قلع ریخته می‌­شود، شروع به پهن شدن می‌­کند به طوری که ماکزیمم پهنای مذاب در ناحیه ابتدایی حمام مشاهده می‌­شود. معمولاً ماکزیمم عرض ریبون را با W1 مشخص می‌کنند. همچنین عرض نهایی ریبون شیشه در قسمت انتهایی حمام (Narrow Section) را با W2 مشخص می­‌کنند.

W2 را معمولاً برحسب عرض محصول مورد نظر تعیین می­‌کنند و با توجه به اینکه W2 عرض ریبون در ناحیه‌ه­ای از حمام است که دما تا حدی کاهش یافته که می­‌توان شیشه را تقریباً سفت شده در نظر گرفت، در حین تولید نمی­‌توان مستقیماً با آن بازی کرد. ولی در عوض W1 را می‌­توان با استفاده از تاپ­رلرها تحت کنترل درآورد. در حقیقت اولین تاپ­رلر مشخص کننده W1 است.

همان طور که قبلاً نیز گفته شد، کنترل دمای مذاب شیشه در طول حمام قلع برای شکل‌­دهی مناسب از اهمیت خاصی برخوردار است. به عنوان مثال هنگامی که مذاب به اولین تاپ­رلر می­‌رسد باید دمای آن 960 درجه سانتیگراد باشد. اگر دما از این مقدار بیشتر باشد، مذاب خیلی داغ و روان است و نمی‌توان نیرویی به آن اعمال کرد و تحمل لازم را برای کشش ندارد و همچنین خطر چسبیدن مذاب به دنده تاپ­رلر و شافت آن وجود دارد. همچنین در صورتی که دما در آخرین تاپ­رلر از 840 درجه سانتیگراد کمتر باشد، ریبون شیشه سفت شده و لهر نمی‌­تواند یکنواخت عمل کشش را انجام دهد و نازک شدن به صورت پیوسته انجام نمی‌­شود در نتیجه نوار شیشه هم پایدار نبوده و در حمام شروع به تاب خوردن می­‌کند.

فاکتورهایی که بر شکل­‌گیری مؤثر هستند، عبارتند از:

– طراحی حمام قلع

– عمق قلع

– بار ورودی

– دمای کانال و دمای حمام قلع در نواحی مختلف

– تاپ­رلرها، که  شامل موقعیت، تعداد ، سرعت و زاویه آن­ها می­شود.

– خنک­کاری در ناحیه گرم حمام قلع (حوضچه) یا hot end cooling

– Reheat، ناحیه بعد از حوضچه را منطقه reheat می­نامند.

– سرعت لهر

برخی از فاکتورهای فوق­الذکر از قبل تعیین شده­‌اند و برای تولید محصولات مختلف قابل تغییر نیستند. در صورتی که برخی دیگر از این فاکتورها در تولید محصولات با ضخامت­های مختلف و عرض­‌های متفاوت تأثیرگذار هستند، به این فاکتورها، متغیرهای فرایند گفته می‌­شود که عبارتند از:

1- دما

2- خنک­‌کاری منطقه گرم حمام

3- تعداد، موقعیت، سرعت و زاویه تاپ­رلرها

4- Reheat

با استفاده از این متغیرها می­توان ضخامت و عرض ریبون را کنترل کرد.

در رابطه با نقش دما در شک‌ل­دهی مذاب شیشه قبلاً صحبت شد در ادامه در رابطه با سایر متغیرهای فرایند بحث خواهیم کرد.

همان­طور که قبلاً نیز گفته شد کنترل دما در داشتن شکل‌­دهی و کشش موفق توسط تاپ­رلرها، از اهمیت خاصی برخوردار است. حال اگر نتوان در شرایط مختلف دما را به خوبی کنترل کرد، تجهیزاتی در حمام قلع در نظر گرفته شده است تا بتوان کنترل دما را راحت­تر انجام داد. یکی از این تجهیزات کولرهای نصب شده در حمام هستند که در صورتی که دمای ریبون از حد مورد نظر بالاتر باشد با استفاده از جریان آب در گردش، از طریق این کولرها مذاب را خنک کرده و دما را کاهش می­‌دهند. کاهش دمای ریبون شیشه توسط کولرها، در پایدارسازی آن در حمام دخیل است.

توجه به این نکته ضروری است که از کولرها زمانی استفاده می­‌شود که بار کشش زیاد است و برای رسیدن به محدوده دمایی مدنظر در موقعیت تاپ­رلرها  بهتر است از کولر استفاده کنیم. برای کنترل دمایی حمام قلع بهتر است که دما و شرایط عملیاتی در کانال نیز به شدت مدنظر قرار گیرد.

  Reheat معمولاً در تولید شیشه­‌های نازک نیاز است و این کار عموماً در لبه‌­ها انجام می­‌شود. در بیشتر مواقع reheat در موقعیت تاپ­رلرها انجام می‌­شود و نباید بعد از آخرین تاپ­رلر این کار انجام گیرد، چون ممکن است شیشه دوباره تمایل داشته باشد به ضخامت 7 میلیمتر برگردد. میزان گرمایش مجدد با بار ورودی به کوره نسبت عکس دارد.

تاپ­رلرها از 4 طریق بر روی ریبون شیشه و میزان کشش آن تأثیر می­‌گذارند.

1- از طریق سرعت

2- از طریق زاویه تماس با ریبون

3- از طریق موقعیت قرار گرفتن تاپ­رلرها در حمام و فاصله تاپ­رلرها نسبت به یکدیگر

4- از طریق تعداد تاپ­رلرهای مورد استفاده

در ادامه به توضیح مختصری در رابطه با نقش و تأثیر هر کدام از 4 عامل فوق­‌الذکر در تولید شیشه با ضخامت­‌های مختلف می­‌پردازیم.

در تولید شیشه های کمتر از 3 میلیمتر، بهتر است از SRهای بالاتر استفاده کنیم (SR= W1/W2). در این حالت  پهنای ریبون شیشه زیادتر می‌­شود، در نتیجه سرعت تاپ­رلرها را باید کاهش داد. بنابراین هنگام تولید شیشه نازک سرعت تاپ­رلرها کاهش می­‌یابد. زیرا در سرعت پایین تاپ­رلرها، درگیری دنده­‌های تاپ­رلر با ریبون شیشه مدت زمان بیشتری طول می­کشد و در نتیجه کشش اعمال شده به ریبون، مدت زمان بیشتری به طول خواهد انجامید، در نتیجه احتمال جمع شدن ریبون بعد از رها شدن از تاپ­رلرها کاهش می­یابد و شیشه نازک­تر تولید می­شود. در تولید شیشه­های ضخیم­تر عکس این حالت اتفاق می­افتد. در تولید شیشه­های ضخیم­تر از 6 میلیمتر، سرعت اولین تاپ­رلر برخلاف روش تولید شیشه نازک که بین 42 تا 45% سرعت لهر است، بیشتر از سرعت لهر می­باشد. هنگامی که بخواهیم شیشه نازک تهیه کنیم (شیشه با ضخامت کمتر از 6 میلیمتر)، جهت تاپ­رلرها باید به صورت زیر باشد. در حالت عادی اولین جفت تاپ­رلر زاویه 5-0 درجه دارد و زاویه بقیه تاپ­رلر­ها 15-5 درجه است.

تاپ­رلرها با این زاویه، مذاب شیشه را به جلو کشیده و باعث نازک شدن ریبون می­‌شوند. اما در صورتی که بخواهیم شیشه ضخیم تولید کنیم (شیشه با ضخامت بالاتر از 8 میلیمتر)، جهت تاپ­رلرها عکس حالت قبل خواهد بود. تاپ­رلرها در این حالت طوری حرکت می­کنند، که مذاب شیشه را به سمت عقب (ابتدای حمام) هل می­دهند. در تولید شیشه ضخیم، زاویه نباید خیلی باز باشد و حداکثر 10 درجه است. برای تولید شیشه نازک تعداد تاپ­رلرهای مورد استفاده افزایش می­‌یابد. جدول زیر بیان­گر تعداد تاپ­رلر مورد نیاز برای تولید شیشه با ضخامت­های مختلف است.

ضخامت شیشهتعداد تاپ‌رب‌ها
5mm1-3 جفت
4mm3-4 جفت
2mm6-8 جفت

مشخص کردن تعداد تاپ­رلرها در تولید شیشه ضخیم کار تجربی است و برای سهولت می­توان از گراف­های تجربی موجود نیز کمک گرفت.

در گسترش اولیه مذاب شیشه بر روی قلع، در ناحیه حوضچه، در میانه مذاب، ناحیه داغ­تر بوده و در کناره­ها سردتر است. بنابراین مذاب شکل محدبی به خود می­گیرد که دارای توزیع ضخامت است­(اختلاف ضخامت از کناره تا وسط مذاب)، به این پدیده کانتور می­گویند. در صورتی که بار کوره بالا باشد ممکن است تحدب بوجود آمده 2 قله داشته باشد.

به طور کلی کانتورها به انواع زیر تقسیم می­شوند:

1- U شکل         لبه ها از وسط ریبون ضخیم­تر هستند.

2- ∩ شکل        لبه­ها نازک­تر از وسط هستند.

نحوه برخورد با نوع اول­:

– سرعت اولین تاپ­رلر را کاهش دهیم تا کشش کافی داشته باشد.

– لبه­ها نازک­تر شده و وسط تغییری نمی­کند.

– عرض نوار بیشتر می­شود.

– برای تثبیت عرض، زاویه تاپ­رلر را کاهش می­دهیم.

نحوه برخورد با نوع دوم:

– سرعت اولین تاپ­رلر را افزایش می­دهیم.

– با افزایش سرعت اولین تاپ­رلر، لبه ضخیم­تر می­شود و وسط تغییری نمی­کند.

– عرض ریبون کمتر می­شود.

– برای جبران کاهش عرض، زاویه تاپ­رلر را زیاد می­کنیم.

– ممکن است تصمیم بگیریم که یک جفت تاپ­رلر اضافه کنیم.